khatoon | AfghanMania- Afghanistan Portal Visits:  692  



  Powered by AfghanMania  
 Home 
 Profile 


  new Photos



Next member
faridahmadi
Alyverde

Happi Eid every1

happieid


Views 232 | Comments: (4)

GUess wHo??

Lolz, hello hello lovely mariam jan,,, and hello ajmal and a hello to everybody. hehe

look whos back!!! its ME!! Lovelymariam jan, guess wat i did... i tried same password as my hi5,,lolz, and lucky was the same thing, n i got logd in,,,:P hehe hmm so i dont need to make a  new account,,hehe,

 now im gano go n look around,, n give some bla bla bla ...



Views 333 | Comments: (11)

Have u ever wonder if its real love OR.

  First of all my warmest  Salamz to all frienz , boyz n galz, Hopin u all great timezz . hmmm, Its always good to be bak in AM n real all those interestin posts of urs sweetheartz ;) i was jus readin an interestin topic on some sitez n it got ma attention and i thought of shareing it wif all of u dearestz ;) hmm well lets jus start readin,

i appologiez for those who can't read Farsi n hopfuly i will get a time to transelate it in a not to distant future... n tell me wat u think about this? ENjoyzzz

 

 

 حضرت علي عليه السلام):

(( عين المحب عميه عن معايب المحبوب و اذنه صماء عن قبح مساويه ))1

چشم عاشق از ديدن عيوب معشوق نابينا و گوشش از شنيدن بدي زشتيهايش كر است .

گرچه داشتن هيجان و شور و شوق در ازدواج يك امر طبيعي است و حتي لازمه تشكيل پيوند است ، اما گونه اي از اين نوع ازدواجها داراي تب و تاب بسيار زيادي است و طرفين آنچنان شيدا و شيفته يكديگر مي شوند كه به چيزي جز وصلت فكر نمي كنند و ادامه حياتشان را در گرو رسيدن به مراد خويش مي دانند .

البته كمتر مي توان عشقهاي پاك و متعالي را در ميان اين گروه جوانان جست ، مايه اغلب اين عشقها ، جاذبه هاي جسمي و جنسي است و هيزم اين عشقها ، آمال و آرزوها و تصورات دور و درازي است كه هر يك از طرفين از ديگري دارد و يا براي هم ارزاني مي دارند .

خاستگاه اين گونه عشقها نيز بيشتر در خيابانها ، سينماها ، پاركها و يا حتي روابط فاميلي و همسايگي است ، اما اينگونه عشق ها از هر كجا كه ظهور يابند حرارت زايد الوصفي دارند و فشارهاي زيادي را بر صاحبان آنها وارد مي كنند .

تحليل اينگونه عشقها كار مشكلي است ، اما اثرات و علائمي شديد دارند ، همچون آرزوي تملك معشوق و همانند سازي با او ، حساسيت و محبت داشتن نسبت به معشوق ، اشتياق به محافظت از معشوق و ترضيه خاطر او ، تمايلات جنسي نسبت به معشوق ، كمال مطلق انگاري معشوق ، احساس لذت و خشنودي فراوان از بودن در كنار معشوق و همچنين احساس عاطفي شديد در زمان يادآوري و تجديد خاطره معشوق .

به همان ميزان كه هيجانات عاشق و معشوق افزونتر باشد عقل و خرد و دورانديشي نيز در آنها ضعيف تر مي گردد .

آنها نه تنها به جنبه هاي كمال يكديگر توجه تام دارند بلكه حتي اصلاً جز كمال هم چيزي نمي بينند ، نقصها را نمي بينند و يا حتي آن را كمال مي بينند ، در واقع عاشق ، كور كور است . (( وقتي پاي عشق و علاقه در ميان باشد چشم انصاف و ديده حقيقت بين انسان نابينا مي شود و بين وي و حقيقت ، پرده ضخيم مي كشد و مانع از ديدن حقيقت و واقعيت مي گردد … نگاه عشق يك نگاه دقيق و واقع بين و حقيقت ياب نيست بلكه نگاهي است كه اولاً : عيبها را نمي بيند ثانياً : فقط زيبائيها را مي بيند . ثالثاً : زيبائيها را چندين برابر آنچه واقعاً هست مشاهده مي كند و رابعاً : حتي زشتيها را نيز بصورت زيبائيها مي بيند ))2

(نماند خرد چون درآيد هوس)

(( (( جميله- ج )) پا بر زمين مي كوبد : من يا بايد با مجيد ازدواج كنم يا هيچ كس را نمي خواهم ، (( مجيد- ل )) خانواده اش را به ستوه مي آورد (( يا جميله و يا هيچ كس ))

خانواده هاي مجيد و جميله با ازدواج آنها مخالفت كرده بودند ، مجيد تهديد به خودكشي كرده و جميله اقدام به خودكشي كرده بود كه البته نجاتش دادند و …

بالاخره اين دو جوان پاي سفره عقد نشسته بودند . ((جميله)) و ((مجيد)) را همراه طفل شيرخوارشان در دادگاه خانواده ديدم كه بر سر هم مي كوبند و هيچ يك حاضر به پذيرفتن مسئوليت ميوه ازدواج نسنجيده شان نيستند ، در اتاق مشاور قضايي خانواده ، متوجه نحوه ازدواج آنها شدم .

( آن روز كه جيك جيك مستانت بود ، ياد زمستانت بود ؟ )

آنها در خيابان با يكديگر آشنا شده بودند ، با اصرار و تهديد خواسته خود را به خانواده هايشان تحميل كرده بودند و حالا كارشان به اختلاف كشيده و براي طلاق توافقي به دادگاه آمده بودند … ادامه ماجرا را از زبان پدر جميله و مادر مجيد مي شنويم :

( چنان قحط سالي شد اندر دمشق كه ياران فراموش كردند عشق )

مشاور قضايي سؤال كرد : چرا طلاق ؟

پدر جميله گفت : دامادم هنوز نانخور پدرش است ، قدرت تأمين مخارج همسر و فرزندانش را ندارد . او به دخترم قول داده بود با هم به آمريكا بروند . اما حالا براي رفتن به سينما هم پول ندارند .

( عشق هايي كز پي رنگي بود ، عشق نبود عاقبت ننگي بود )

مادر مجيد لب به اعتراض گشود و گفت : مجيد چرا ساكتي ؟ چرا حرف نمي زني ، بگو ديگر …

( اين نه دردي است كه درمان بپذيرد ز حكيم )

((مجيد)) كه مات و مبهوت به نظر مي رسيد به مشاور گفت : من و جميله در پارك دانشجو با هم آشنا شديم او مي گفت : حاضر است با من زير يا چادر زندگي كند اما حالا يك طبقه خانه پدرم برايش كم است . او آپارتمان دو اتاقه مي خواهد ، اما هنوز بلد نيست يك وعده غذاي ساده درست كند ، روز و شب از ساندويچ فروشي غذا تهيه مي كند ، حالا مهريه اش را بخشيده و طلاق مي خواهد و من هم موافقم.3

منكر اين نيستيم كه اينگونه عشق ها ، انرژي زيادي را در طرفين براي رسيدن به وصال هم فراهم مي كنند و حاضرند خيلي چيزها را فداي وصالشان كنند ، اما مهم چيزي است كه بعد از وصال باقي مي ماند ، آيا جز تله خاكستري پس از آن همه شعله ور شدن آتش ، چه چيز ديگري هست .

(( اگر تنها به جنبه عاشقانه يك رابطه ، توجه كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه با صعود از پلكان عشق ، همه مسايل و مشكلات را پشت سر مي گذاريم ، همه نگرانيها و همه محدوديتها را تمام مي كنيم . (( عشق چه زيباست ، چه احساس خوشي دارم ، در عرش سير مي كنم ، بيا ازدواج كنيم ، آيا همه چيز عالي و بدون كم و كاست نخواهد بود ؟ )) البته كه اين عبارات زيبا هستند ، اما اشكال بزرگ دارند ، فرض را بر اين گذاشته اند كه عشق به تنهايي مي تواند همه مسايل را حل كند ، اسباب راحتي و خشنودي بي حد شود و يا مانع از آن گردد كه با خويشتن ، با تنهايي خود ، با دردها و مرارتها و با نهايت مرگ مواجه نشويم ، دلبستگي بيش از اندازه به جنبه بهشتي عشق به تكان و نوميدي منتهي مي شود ، سرانجام به زمين باز مي گرديم تا با چالشهاي زندگي روبرو شويم ))4

اينگونه عشق ها تا زماني كه دوام دارند خدمات قدرتمندي را ارائه مي دهند اما اشكال بزرگشان اين است كه كم دوامند (( در اوج عشق شهواني زن و شوهر گمان مي كنند كه به عشق ابدي دست يافته اند احساس مي كنند كه عاليست و از اين بهتر نمي شود ، معتقدند (( اين همان چيزي است كه هميشه به دنبال آن بودم )) اما تب عشق شهواني بتدريج سرد مي شود و بذر شك و ترديد افشانده مي گردد ))5

نياز جنسي هم مثل گرسنگي و تشنگي اگر عطش دارد ، سيري هم دارد ، فكر نكنيد كه اين نياز متفاوت با بقيه است و براي هميشه آن عطش دائمي است و وجود آن ، شما را عاشق همسرتان نگه مي دارد ، همينكه از طرف مقابلتان ، سير شويد ديگر شايد حتي از نگاه به او هم لذتي نبريد .

سخن ما اين نيست كه جوانان به هنگام انتخاب همسر ، به حب و شوقشان اهميتي ندهند بلكه در اين است كه تنها آنرا ملاك انتخاب خود قرار ندهند ، نيازها و جاذبه هاي جنسي و عشق به طرف مقابل گر چه بعدي از ابعاد زندگي است اما همه آن نيست ، آنهايي كه بيش از اندازه به هم عشق مي ورزند كمتر درباره مسايل و مشكلات زندگي صحبت مي كنند ، فرض را بر اين مي گذارند كه همه چيز را درباره يكديگر مي دانند و درياي شور و شوقشان با طلوع آفتاب مشكلات ، خشك نخواهد شد ، اما همه اينها وهم و سرابهايي است كه آنها براي خود ساخته اند .

صاحبان عشقهاي مجازي ، همچون گرسنگاني هستند كه جز غذا انديشه ندارند ، اما وقتي سير شدند تازه به ياد حوائج ديگرشان مي افتند ، در اينگونه عشق ها ، بعد از ارضاي جنسي ، طرفين تازه مي فهمند كه چيزهاي ديگري لازم دارند كه در وجود طرف مقابلشان نيست ، عشقي كه بر كمالات استوار نباشد ، عمري ندارد ، همه ما انسانها طالب كماليم و گريزان از نقص ، خداي تعالي ما را فطرتاً اينگونه خلق كرده است ، وقتي زن و مرد سيراب از لذت جنسي شدند آن وقت تازه به خلق و خوي هم نظر مي كنند ، تازه به ياد تناسبات يكديگر مي افتند ، تازه ديدشان بينا مي شود و گوششان شنوا .

امروزه عشق هاي افسانه اي ، عشقهاي بزرگ كه بتواند بر تمامي مشكلات فائق آيد بسيار كمياب است ، بيشتر عطشهاي نيازهاي جنسي يا طغيان هوي و هوس است كه آنها را شبيه عشق مي كند ، اينگونه عشقها مي توانند براي ازدواج موقت كارآمد و مفيد باشند نه براي پيوندهاي دائمي كه يك عمر زن و مرد بتوانند در كنار هم زندگي كنند ، در اينگونه عشق ها اگر چه منافعي نهفته است اما نهايتاً ضرر آن بر نفعش مي چربد .

اينگونه ازدواجها چون مبتني بر هوي و هوس است و پايه محكمي هم ندارد ، طرفين از حمايت و پشتيباني خانواده هاي خود نيز اكثراً محروم مي شوند و معمولاً پايان كارشان به جدائي توأم با رسوايي ختم مي شود ، و به محض بروز اولين مشكلات و سرجا آمدن عقل و هوش طرفين ، شيفتگان ديروز و همسران امروز ، بر روي يكديگر شمشير مي كشند .



Views 372 | Comments: (4)

Human beings!!

hello every1,,

All human beings are different parts of the same body, who

have inherited the same essence in creation

no part will rest in peace

if one is suffering of pian

you will nt deserve the title of human

if you are indifferent about others pain.

 

Bani Adam azaaye yek digarand

ke dar aafarinesh ze yek goharand

chu ozvy bedard avaarad roozegaar

degar owzfhaa raa namaanad qaraar

tu kaz mehnate digaran be qami

nashaayad ke namat nahand Adami

 



Views 534 | Comments: (10)


  >>


Bücher | DVD | VHS | Musik | Software | Elektronik | Spiele | Zeitschriften | Englische Bücher | Haushalt |
Afghanistan news Afghan Chat Afghan Music
Copyright 2003 www.AfghanMania.de | www.afghanMania.com
incessant


Datenschutz | Impressum